ابراهيم عاملي ( موثق )
176
تفسير عاملي ( فارسي )
با الهام اين است كه الهام عبارت است از احساسى كه نفس به آن يقين حاصل مىكند و بدون اينكه بداند از كجا آمده است متوجّه مطلوب مىشود ، پس مىشود گفت خيلى شبيه است باحساس گرسنگى و اندوه و خوشى . چند سطر پس از اين توضيح نوشته است : وحى نفسى يك نوع الهامى است كه از اثر استعداد نفوس عاليه و برجسته سر مىزند و از آنگونه وجودها تراوش مىكند ، و بعضى از دانشمندان اروپائى اين گونه وحى را براى پيغمبرها تصديق كردهاند ، و نيز او نوشته است : آنهائى كه بعالم غيب و ماوراء طبيعت ايمان ندارند و يا پيوستگى ميان اين عالم و آن عالم قائل نيستند گفتهاند : افكار و آرزوهايش « مقصود پيغمبر ( ص ) است » براى او الهامى ايجاد كرده است كه از عقل باطن يا نفس روحانى بلند پايه اش سر زده و بر مخيّله ى عالى او مستولى شده است و اعتقادى كه از آن برايش حاصل شده است بر ديده اش منعكس شده و بر اثر آن فرشته را در برابر خود مجسّم ديده و صداى او بگوشش رسيده است ، بنابراين آنچه را فرشته برايش گفته است شنيده است ، پس اختلاف ميان ما و آنها در اين است كه ما معتقديم وحى شرعى يك اثر خارجى است كه از آسمان بر پيغمبر ( ص ) نازل شده است و بوسيله ى يك فرشته روحانى مستقلا از جانب خداوند بر پيغمبر فرود آمده ، چنان كه خداوند عزّ و جلّ فرمايد « وَإِنَّه لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعالَمِينَ نَزَلَ بِه الرُّوحُ الأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ - الْمُنْذِرِينَ بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ » امّا بر حسب اعتقاد آنها وحى از وجود خود پيغمبر سر زده و بر مخيله اش مستولى شده و بر اثر آن فرشته را در برابر خود مجسّم ديده است ، و ما ثابت خواهيم كرد كه اين قرآن وحى است از جانب خداوند تعالى از فراز آسمانها فرود آمده ، و ممكن نيست كه از روى زمين و وجود خود محمّد سر زده باشد و باز از قاموس كتاب مقدّس نقل كرده است : وحى براى دلالت بر نبوّت كه خاصّ به شهر يا قومى است اطلاق مىشود ، و وحى به اين معنى عبارت از حلول روان خداوندى است در روان نويسندگان كه ملهم شده باشند . رهنما در كتاب پيامبر صفحه 250 : هميشه صداهائى در طبيعت و اسرارى